به نام آنکه جان را فکرت آموخت

ضمن عرض سلام و خسته نباشید به همکاران محترم ، با توجه به اینکه در طی چند سال اخیر هم بر تنوع و هم بر تعداد علف های هرز به ویژه علف های هرز چندساله افزوده شده است، بنا بر این نیاز به مبارزه جدی در این زمان بیشتر احساس می شود. در این راستا مطالبی در مورد  علف های هرز شناخته شده کشت و صنعت دعبل خزاعی، سموم مورد استفاده در دفع علف های هرز و در نهایت روش های کنترل علف های هرزجهت استفاده سایر همکاران محترم جمع ]وری گردیده است.

با توجه به تلاش به عمل آمده و دقت نظر صورت گرفته این مجموعه هنوز خالی از اشکال نمی باشد. از همکاران و کارشناسان بزرگوار درخواست می نمایم که پس از مطالعه، نقطه نظرات ارزنده خود را جهت اصلاح در اختیار اینجانب قرار دهند.

                                                                                                                                                  با سپاس فراوان

                                                                                                                                            حسین موذن رضامحله

  روش های کنترل عملی علف های هرز و راه های موفقیت در آن

 تعریف علف هرز:

علف هرز گیاهی است خودرو که به طور ناخواسته در مزارع می روید و موجب کاهش کمی و کیفی محصول و افزایش هزینه های تولید می شود. مثلا «گندم در مزرعه جو علف هرز است»یعنی با وجود ارزشی که گندم دارد چون به طور خودرو در جایی روییده است که کشت آن هدف نبوده، علف هرز محسوب می شود.

صفات مشخص علف های هرز:

1- ناخواسته بودن

 2- دارا بودن قدرت تولید بذر زیاد

 3- داشتن قدرت زیاد برای تثبیت سریع جمعیت خود در زمین

 4- توانایی حفظ قوه نامیه بذرهای مدفون شده در خاک برای مدت طولانی

 5- سازگاری وسیع برای انتشار در شرایط گوناگون

6- دارا بودن اندام های رویشی تکثیرشونده

7- توانایی اشغال سریع اراضی آماده به کشت.

خسارت علف های هرز:

1- رقابت با محصول اصلی در جذب نور، هوا، رطوبت و مواد غذایی

2- افزایش هزینه مبارزه با آفات و بیماری ها از طریق میزبان واسط بودن برای بسیاری از قارچ ها، باکتری ها و ویروس ها و...

3- ایجاد مسمومیت در علوفه دام

4- ایجاد مزاحمت در برداشت محصول

5- افزایش هزینه تولید به علت نیاز به مبارزه، کند کردن و حتی مسدود کردن جریان آب در فاروها و کانال های آبیاری و در نتیجه تلف شدن آب

طبقه بندی علف های هرز:

الف - طبقه بندی بر حسب طول دوره زندگی

1- علف های هرز یک ساله:

علف های هرز یک ساله آنهایی هستند که دوره زندگی خود را در طی یک سال کامل می کنند.

2- علف های هرز دو ساله:

این علف ها چرخه زندگی خود را در طی دو سال کامل می کنند. یعنی در سال اول بذر جوانه زده، ریشه در خاک توسعه می یابد و در سال دوم این گیاه ساقه، گل و بذر تولید می کند. مثل شوکران کبیر.

3- علف های هرز چندساله:

این دسته از علف های هرز بیش از دو سال زندگی می کنند. این علف ها پس از تولید مثل از بین نرفته و سال های متمادی به زندگی خود ادامه می دهند. این گیاهان هم با بذر تکثیر می شوند و هم با اندام هایی مثل ریزوم، استولون، غده یا پیاز. هر سال بخش فوقانی یا اندام های هوایی این دسته از گیاهان از بین رفته و در بهار سال بعد رشد جدیدی از بخش زیرزمینی گیاه شروع می شود.

ب- طبقه بندی بر حسب ریخت شناسی

1- پهن برگ ها یا دو لپه ای ها:

جوانه این گونه علف های هرز، دو لپه یا دو برگ بذری تولید می کنند. برگ این گیاهان دارای رگبرگ های منشعب بوده و تعداد اجزای گل در آنها چهار، پنج یا مضربی از آنهاست. مثل بارهنگ، ترشک و سلمک.

2- باریک برگ ها یا تک لپه ای ها:

این گونه علف های هرز در موقع جوانه زدن یک لپه تولید می کنند. رگبرگ های موازی، تعداد اجزای گل در آنها سه یا مضربی از آن است. مثل مرغ، اویارسلام و سوروف.

 مهمترین علف های هرز در مزارع نیشکرکشت و صنعت دعبل خزاعی

 

طول دوره زندگی

پهن یا باریک برگ

نام فارسی

نام علمی

چند ساله

باریک برگ

حلفه

Imperata cylindrica

چند ساله

باریک برگ

نی وحشی

Phragmites australis

یک ساله

باریک برگ

سوروف

Echinochola crus-galli

یک ساله

باریک برگ

سرخک

Echinochola colonum

یک ساله

باریک برگ

فالاریس

Phalaris    minor

یک ساله

پهن برگ

پنیرک

Malva   parviflora

چند ساله

پهن برگ

پیچک برگ کرکی

Convolvulus  pilosellaefolius

چند ساله

پهن برگ

بارهنگ سرنیزه ای

Plantago lanceolata

یک ساله

پهن برگ

سونخوس

Sonchus    sp

یک ساله

پهن برگ

گلرنگ وحشی

Carthamus oxyacantha

یک ساله

پهن برگ

دم عقربی

Scorpiurus ealcatae

یک ساله

پهن برگ

مستور خوابیده

Eclipta prostrata

چند ساله

باریک برگ

قیاق

Sorghum halepensis

چند ساله

پهن برگ

قیطانی

Trachomitum venetum

دو ساله

پهن برگ

وایه

Ammi  visnaga

چند ساله

پهن برگ

علف خرس

Cynancum acutum

یک ساله

پهن برگ

چغندر وحشی

Beta    vulgarig

یک ساله

پهن برگ

علف هفت بند

Polygonum  aviculare

یک ساله

پهن برگ

سلمه تره

Chenopodium album

یک ساله

پهن برگ

طوق(مستک)

Xanthium strumarium

چند ساله

باریک برگ

مرغ

Cynodon dactylon

چند ساله

باریک برگ

چمن اهوازی

Aeloropus repens

یک ساله

جگن ها

اویارسلام بذری

Cyperus difformis

چند ساله

جگن ها

اویارسلام بنفش

Cyperus rotundus

 روش های مبارزه با علف های هرز:

به طور کلی از سه طریق اصولی می توان از خسارت علف های هرز جلوگیری کرد یا زیان آنها را کاهش داد: پیشگیری، ریشه کن کردن و کنترل

الف- پیشگیری:

پیشگیری یعنی ممانعت از ورود یک علف هرز به داخل منطقه غیرآلوده که در درجه اول رعایت بهداشت زراعی در حد مطلوب مورد نظر است.

1- جلوگیری از به گل نشستن علف های هرز:

 با جلوگیری از گل دادن علف های هرز می توان از تولید بذر آنها جلوگیری کرد، در غیر این صورت در سال های بعد علف های هرز به گل نشسته به عنوان منبع آلودگی شدید کل مزرعه عمل می کند.

2- تمیز کردن جوی های آبیاری:

در اطراف جوی ها و کانال های آبیاری، به دلیل وجود رطوبت فراوان، علف های هرز بسیاری روییده می شوند. این کانال ها به راحتی می توانند منبع عظیمی برای گسترش علف های هرز به داخل مزارع باشند و بهتر است قبل از تولید بذر کانال های آبیاری تمیز گردند.

3- تمیز کردن ماشین آلات و ادوات کشاورزی:

قبل از شروع عملیات با ادوات و ماشین های کشاورزی، برای اجتناب از آلوده شدن مزارع غیر آلوده باید همه قسمت هایی را که احتمال وجود بذر در آنهاست تمیز کرد.

ب- ریشه کن کردن:

ریشه کن کردن یا نابودی علف هرز عبارت از حذف کامل همه بوته ها و قسمت های زنده مثل ریزوم ها، ساقه ها و غده های علف هرز است و در صورتیکه آلودگی مزرعه به علف هرز در سطح کمی باشد و مدت زمان زیادی از به وجود آمدن آن نگذشته باشد امکان موفقیت آمیز بودن آن زیاد است.

ج- کنترل:

کنترل یا مبارزه با علف های هرز را در بیشتر موارد می توان منطقی ترین و عملی ترین راه علاج دانست. علف های هرز اغلب چنان در سطح وسیعی پراکنده می شوند که ریشه کن کردن آنها ممکن نیست ولی در مقابل، کنترل آنها امکان پذیر است.

 اصول روش های کنترل علف های هرز در مزارع نیشکر:

الف- کنترل مکانیکی

ب- کنترل زراعی

ج- کنترل شیمیایی

با توجه به اینکه علف های هرز دارای مقاومت زیادی هستند، برای اینکه کنترل آنها مؤثر واقع شود باید از کلیه روش های موجود به صورت تلفیقی استفاده شود.

الف- کنترل مکانیکی

1- وجین دستی

 از مؤثرترین روش های کنترل بخصوص کنترل علف های هرز یک ساله می باشد.

2- شخم

شخم  تمام علف های هرز یک ساله موجود، بخصوص در شرایط جوی خشک را از بین می برد. اگر چندین بار با فاصله 10 تا 20 روز شخم زده شود مقدار زیادی از بذور موجود در خاک جوانه زده و از بین می روند و بدین ترتیب ذخیره بذر در خاک کاهش می یابد.

در اراضی خشک شخم با گاو آهن برگردان دار بخصوص در فصل گرما و در دوره آیش موجب می شود تا اندام های زیرزمینی علف های هرز دائمی مثل ریزوم قطع شده و به سطح خاک آورده شود تابش آفتاب و خشکی هوا بسیاری از این اندام های رویشی را خشک کرده و از بین می برد.

3- سوزاندن:

سوزاندن مزارع از ارزانترین راه های مبارزه با علف های هرز می باشد. لازم به ذکر است که سوزاندن تنها قسمتی از علف های هرز را از بین می برد که شامل بذور باقیمانده بر روی بوته ها و قسمتی از علف های هرز روی خاک می شود و هیچگونه اثر قابل توجهی بر روی بذور داخل خاک ندارد.

در بعضی نقاط انجام روشهای وجین و سمپاشی به هیچ وجه امکان پذیر نیست و یا بسیار کم اثر، خطرناک و آلوده ساز است. مثال بارز این حالت زهکش هاست، در این زهکش ها علفهای هرزی چون نی وحشی، لوئی، اویار سلام در حالی که ریشه آنها داخل آب است،رشد بسیار سریعی دارند. هر گونه وجین کردن آنها که بسیار هم با سختی و مشقت صورت می گیرد، خیلی سریع از طرف گیاه با رشد بیشتر جبران می شود، کنترل آنها از طریق شیمیایی هم بنا به دو دلیل موثر نمی باشد: 1- بعلت دسترسی کامل و دائمی گیاه به آب فراوان، بعد از سمپاشی بلافاصله گیاه با جذب آب بیشتر نسبت به رقیق کردن سم، شستشو و تخلیه آن از آوندها اقدام می کند بنابر این تاثیر سم کاهش می یابد. 2- با آلوده شدن آب زهکش ها، موجبات آلودگی محیط زیست فراهم می شود. بنا بر این سوزاندن علفهای هرز فوق روش بسیار مناسبی برای از بین بردن آنها است.

4- پوشاندن سطح خاک(Malching)

هر ماده که کدر یا به اندازه ای ضخیم باشد تا از رسیدن نور به گیاه جلوگیری کند مالچ گویند. در بسیاری از محصولات با ارزش و پردرآمد که فاصله خطوط کاشت هم زیاد باشد می توان با پوشاندن سطح خاک از بقایای گیاهی مثل برگ های خشکیده یا باگاس با ضخامت بیش از پنج سانتی متر از رسیدن نور به سطح خاک جلوگیری کرده و مانع رشد علف های هرز گردید.

 ب - کنترل زراعی:

1- آیش

آیش عبارت است از بدون کشت گذاشتن زمین برای مدتی معین و چون در آن زراعتی صورت نمی گیرد، آب و کود هم داده نمی شود  بنابراین باید علف های هرز از بین بروند ولی غالبا چنین نیست. در این شرایط، علف های هرز فرصت مناسب و میدان بی دردسرتری بدست می آورند، به نمو خود ادامه می دهند، بذر خود را منتشر می کنند و برای سال بعد مقدار زیادتری مزاحمت ایجاد می کنند. بنابراین، زمین های آیش را نباید بدون انجام کاری رها کرد و به حال خود گذاشت تا گیاهان هرز در آن بذرافشانی کنند. لازم است که در موقع مناسب و هنگامیکه بذر علف هرز جوانه زده با شخم سطحی آنها را از بین برد. و برای علف های هرز چند ساله می توان با زیرشکن همراه با شخم یا گاوآهن برگردان دار ریزوم ها را به سطح خاک آورد و در معرض آفتاب قرار داد که تلفیق علف کش های عمومی مثل گلایفوسیت با شخم در از بین بردن علف های هرز بیشتر مؤثر است و در مورد نی وحشی بهتر است پس از شخم با دست یا استفاده از هرس دندانه دار بقایای علف هرز را جمع آوری کرد.

2- کشت تأخیری(ماخار)

ابتدا زمین را با فاصله یک ماه یا کمتر قبل از کاشت آماده می کنند و اگر رطوبت تأمین گردد بسیاری از بذور علف های هرز رویش یافته و بلافاصله قبل از کاشت می توان با مصرف یک علف کش عمومی مثل گلایفوسیت یا پاراکوآت، علف های هرز را از بین برد و سپس اقدام به کشت نمود.

3- عملیات به زراعی

هر اقدامی که موجب تقویت رقابت گیاه زراعی در مقابل علف های هرز گردد در کاهش خسارت علف های هرز مؤثر خواهد بود که شامل کشت به موقع، عمق مناسب کشت، آماده ساختن بستر نرم برای رویش محصول، حاصلخیز بودن و تقویت خاک، اصلاح فیزیکی و شیمیایی خاک، تأمین رطوبت مناسب برای رویش، تسطیح زمین، کنترل آفات و بیماری ها.

4- فاصله خطوط کشت

فاصله خطوط کشت تا حد امکان تقلیل داده شود . این امر کمک می کند تا بوته های محصول زودتر فضا را پر کرده و سایه ایجاد کنند. اثر کاهش فاصله ردیف ها در کاهش رشد بوته های علف هرز در چندین محصول به اثبات رسیده است. مثلا در بادام زمینی 55% و در سورگوم 37% از رشد علف های هرز کم شده است.

ج - کنترل شیمیایی:

کنترل شیمیایی عبارت است از استفاده از سموم علف کش برای دفع علف های هرز.

 از یک ماده شیمیایی زمانی می توان در مزرعه استفاده کرد که به زمین زراعی و محصولات کشاورزی زیانی نرساند و در عین حال علف های هرز را از بین ببرد.

طبقه بندی علف کش ها:

علف کش ها را از جهات مختلف از جمله بنیان شیمیایی، حوزه تأثیر، نحوه مصرف و نحوه تأثیر، گروه بندی می کنند.

طبقه بندی علف کش ها از نظر طیف تأثیر

1- علف کش های عمومی  Total herbicides

به علف کش هایی گفته می شود که روی همه گیاهان اثر گذاشته و آنها را از بین می برد. مثل گراماسون، تبوتیورون.

2- علف کش های انتخابی Selective herbicides

علف کش های انتخابی آنهایی هستند که گروهی از گیاهان را از بین برده اما با همان مقدار بر روی عده ای دیگر بی تأثیرند. هر گاه گیاهانی که تحت تأثیر قرار نمی گیرند، جزء گیاهان زراعی باشند، علف کش مورد نظر در گیاه زراعی مقاوم، به عنوان علفکش انتخابی مصرف می شود مثل 2-4-D.

نکته: حد مشخصی بین علف کش های انتخابی و عمومی وجود ندارد. در حقیقت موضوع مقدار مصرف در واحد سطح می باشد بدین معنی که اگر یک علف کش انتخابی بیش از مقدار توصیه شده استفاده شود مانند آن است که یک علف کش عمومی مصرف شده است.

طبقه بندی علف کش ها از نظر کاربرد:

1- مصرف علف کش ها روی برگ(Foliage applied)

الف- تماسی غیر سیستماتیک (Contact herbicides)

فقط در محل تماس با برگ و قسمت های سبز گیاه مؤثر واقع شده و حالت سوختگی ایجاد نموده و از یک قسمت گیاه به قسمت دیگر منتقل نمی شود. این علف کش ها قادر به نابود کردن اندام های زیرزمینی نمی باشند و قسمت هایی از گیاه که با سم تماس نداشته باشند سالم می مانند لذا در هنگام سم پاشی این نوع علف کش باید دقت نمود که تمام قسمت های سبز گیاهی که باید از بین برود با محلول سم آغشته گردد این گونه علف کش ها برای مبارزه با علف های هرز یک ساله مناسب است و قادر به از بین بردن علف های هرز دائمی نیستند و تنها به طور موقت قسمت های سبز گیاه دائمی را از بین برده و پس از چندی دوباره سبز خواهند کرد مگر اینکه سمپاشی چندین بار تکرار شود. مثل پاراکوآت

ب- تماسی سیستماتیک (Foliage translocate herbicides)

علف کش هایی هستند که پس از پاشیده شدن روی گیاه از طریق برگ ها و ساقه ها جذب شده و غالبا از طریق آوند ها به سایر اندام های گیاه می رسند. این نوع از علف کش ها قادرند علف های هرز دائمی را از بین ببرند. زیرا به داخل غده ها و ریزوم ها نفوذ کرده و موجب مرگ آنها می شوند. مثل گلایفوسیت (علف کش عمومی سیستماتیک) 2-4-D (علف کش انتخابی سیستماتیک)

 علف کش های سیمپلاستیک: علف کش های سیستمیکی که فقط از مسیرهای زنده که شامل آوند های آبکش و سلول های همراه می باشد حرکت میکنند مثل گلایفوسیت.

علف کش های آپوپلاستیک: علف کش های سیستمیکی که از مسیرهای غیر زنده یعنی آوند های چوبی و فضاهای بین سلولی منتقل می شوند مثل آترازین.

   بازیپتال: حرکت رو به پایین علف کش ها

   آکروپتال: حرکت رو به بالای علف کش ها      

2- علف کش های خاک مصرف Soil applied

این نوع علف کش ها زمانی مصرف می شوند که علف هرز هنوز سبز نشده است که آنرا روی خاک پاشیده و سپس با خاک مخلوط می کنند برای تأثیر این علف کش ها رطوبت لازم است. مثل آترازین.

طبقه بندی علف کش ها از نظر زمان مصرف:

1- مصرف علف کش پیش از رویش (Pre-emergence)

زمانی که علف کش را پس از کاشت و پیش از رویش محصول بکار برند آنرا پیش رویشی(نسبت به محصول) گویند. اغلب این علف کش ها گیاه تازه جوانه زده را از بین می برند. لذا باید پیش از رویش علف های هرز بکار روند. مثل آترازین، متری بوزین و  دیورون.

2- مصرف علف کش پس از رویش (Post-emergence)

وقتی محصول و یا علف هرز روییده باشد و سم پاشی صورت گیرد آنرا پس رویشی گویند مثل 2-4-D و MCPA

نکته1: علف کش باید برای محصول اصلی بی ضرر باشد (انتخابی عمل کند) مثل 2-4-D و MCPA

نکته2: علف کش باید طوری پاشیده شود که به محصول اصلی پاشیده نشود.

نکته3: علف کش در جایی مصرف شود که گیاه اصلی از آن مصون باشد مثل مصرف پاراکوات در حاشیه مزارع.

علف کش های مورد استفاده در زراعت نیشکر :

1- آترازین (Atrazine)

این علف کش در بازار با نام تجاری گزاپریم Gezaprim(wp80%) وجود دارد. علف کش سیستمیک و انتخابی از گروه تریازین ها که به صورت پودر وتابل80 درصد جهت کنترل علف های هرز مزارع نیشکر فرموله می شود. با توجه به اینکه این علف کش هم از طریق ریشه و هم از طریق برگ جذب می شود، بنابراین هم روی خاک و هم روی برگ می توان استفاده کرد ولی اصولا جذب به صورت ریشه ای است تا برگی . این سم پس از جذب برگی با حرکت آکروپتالی منتقل شده و در مریستم انتهایی و برگ ها تجمع می یابد. این سم با جلوگیری از انتقال الکترون در فتوسنتز باعث مختل شدن فعالیت های آنزیمی و فیزیولوژیکی می شود.

آترازین هم به صورت پیش رویشی و هم به صورت پس رویشی به منظور کنترل علف های هرز پهن برگ و نازک برگ یکساله در مزارع نیشکر بکار می رود. معمولا آنرا در سطح خاک قبل از ظهور علف های هرز می پاشند ولی در مراحل تولید اولیه رشد علف ها نیز قابل مصرف است. برای بالا بردن تأثیر این سم در مزارع نیشکر می توان آنرا با آمترین ترکیب نمود. آبیاری بعد از سم پاشی اثر آترازین را تسریع می کند.

2- آمترین (Ametryn)

نام تجاری این علف کش گزاپاکس(Gesapaxwp80) می باشد. علف کشی سیستمیک، انتخابی و از گروه تریازین ها می باشد که برای کنترل علف های هرز پهن برگ و باریک برگ مزارع نیشکر استفاده می شود. به دلیل جذب این سم از طریق ریشه و برگ این علف کش هم در خاک و هم روی برگ مصرف می شود. جذب به صورت ریشه ای و برگی انجام می شود(این ترکیب پس از جذب برگی با حرکت آکروپتالی (حرکت پس از جذب از حاشیه پهنک به سمت رگبرگ اصلی)، در مریستم انتهایی و برگ ها تجمع می یابد). آمترین از طریق مانع شدن از انتقال الکترونی در جایگاه دریافت الکترونی در فتوسیستم IIدر جریان عمل فتوسنتز باعث اختلال در فعالیت های آنزیمی و فیزیولوژیکی گیاه می شود. این علف کش از طریق ریشه و برگ سریع جذب شده و از شستشو محفوظ می ماند.

توجه : این سم همانند سایر سمومی که فرمولاسیون آنها به صورت w.p می باشد بایستی در محلول پاشی از سمپاش های دارای سیستم همزن استفاده گردد.

3- گلایفوزیت (Glyphosate)

این علف کش در بازار با نام تجاری رانداپ Roundup(sl 41%) وجود دارد. گلایفوزیت علف کشی از گروه اسید فسفونیک(نمک ایزوپروپیل آمین) است که برای کنترل کلیه گیاهان هرز (نازک برگ و پهن برگ) یکساله و چند ساله در مزارع نیشکر به صورت مایع قابل حل در آب (sl41%) فرموله می شود.

این سم، علف کشی است سیستمیک و غیر انتخابی(عمومی) که به صورت پس رویشی استفاده می شود. این ترکیب از طریق برگ ها و قسمت های سبز گیاه جذب شده و با ایجاد اختلال در آنزیم های مختلف از تشکیل اسید های آمینه و در نهایت از ساخت پروتئین جلوگیری می کند.

نکته: کارایی بالای گلایفوزیت در از بین بردن اندام های زیرزمینی مثل ریزوم و ریشه گیاهان دائمی زمانی است که کاربرد آن در پایان رشد رویشی و آغاز گلدهی باشد. همچنین در زمان مصرف سم بایستی علف های هرز شاداب و در حال رشد فعال بوده و در شرایط گرم و خشک بهتر است قبل از سمپاشی آبیاری صورت گیرد.

4- تبوتیورون (Tebuthiuron)

 این علف کش در بازار با نام تجاری تبوسان Tebusan(sc50%) وجود دارد. این علف کش سیستمیک و انتخابی از گروه ترکیبات اوره ای بوده که با فرمولاسیون (sc50%) برای کنترل علف های هرز مزارع نیشکر به صورت قبل از رویش استفاده می شود.

این سم از طریق ممانعت از انتقال الکترون در فتوسنتز باعث مختل شدن فعالیت فیزیولوژیکی علف هرز می گردد روش کاربرد این سم به صورت قبل از رویش، در ابتدای رویش علف های هرز همراه با آب آبیاری (herbigation) می باشد. میزان مصرف این سم سه تا چهار لیتر در هکتار است.

5- پاراکوآت (Parakuat)

این علف کش در بازار با نام تجاری گراماکسون(Gramaxon) وجود دارد. علف کشی تماسی و غیرانتخابی (عمومی) از گروه بی پیریدیل ها که با فرمولاسیون (sl20%) به صورت پس رویشی بر روی علف های هرز پهن برگ و باریک برگ استفاده می شود.

برای نیشکر از محلول 1% یا 3 تا 5 لیتر در هکتاراستفاده می شود این سم از طریق مؤثر بودن بر روی غشاء سلولی و سیتوپلاسم به گیاه آسیب می رساند.

پاراکوآت را می توان به صورت سمپاشی هدایت شده بر علیه علف های هرز استفاده کرد.

نکته: این علف کش سریع الاثر بوده و موجب سوختگی و ریزش سریع برگ می شود و به دلیل سرعت تأثیر، انتقال آن در گیاه ناچیز است. لذا اندام های زیرزمینی گیاهان دائمی ویا قسمت هایی از گیاه که با سم در تماس نباشدزنده می ماند.

6- متری بوزین(Metribuzin)  

این علف کش در بازار با نام تجاری سنکور (Sencor) وجود دارد. متری بوزین علف کشی سیستمیک، انتخابی از گروه تریازین ها با فرمولاسیون (WP70%) می باشد. این علف کش توسط ریشه و برگ گیاه جذب شده بنابراین می تواند به عنوان علف کش قبل از رویش یا بعد از رویش مورد استفاده قرار گیرد. در حال حاضر این علف کش  به صورت بعد از رویش مورد استفاده قرار می گیرد و مؤثرتر از مصرف پیش رویشی است. خصوصا در مورد علف های هز گرامینه (باریک برگ) که به دلیل سیستمیک بودن سم در گیاهان باریک برگ می باشد . این ترکیب بهتر است همراه باعلف کش تو-فور-دی برای کنترل مؤثر علف های هرز بکار رود. این سم با ایجاد اختلال در عمل فتوسنتز باعث کنترل علف هرز می شود. زمان مصرف آن قبل یا اوایل رویش علف های هرز می باشد. غالبا  پهن برگ ها ولی تعدادی از باریک برگ ها را نیزنابود می کند.

7- تو-فور-دی(2-4-D)

این سم در بازار با نام تجاری یو46 دی- فلوئید (u46D-fluid) وجود دارد. علف کشی سیستمیک با خواص هورمونی است که بیشتر برای کنترل علف های هرز پهن برگ استفاده می شود. این سم به صورت انتخابی و به عنوان بازدارنده رشد مصرف می شود و از رشد و تقسیم سلولی جلوگیری می کند. این سم بر روی گیاهان تیره غلات تأثیر ندارد و بیشتر به صورت EC45% فرموله شده است.

8-تو-فور-دی+ام سی پی آ   2,4-D+MCPA))

این سم دربازار با نام تجاری یو46 کومبی فلوئید (u46combifluid) وجود دارد که فرمالاسیون آن به صورت (Sl 67/5%) بوده که 36% توفوردی و 5/31 % ام سی پی آ می باشد.

این سم نیزمانند توفوردی یک علف کش سیستمیک و هورمونی است که برای کنترل علف های هرزپهن برگ بصورت باز دارنده رشد (ممانعت از تقسیم سلولی ) و به صورت انتخابی استفاده می شود.

علف کش2,4-D+MCPA)) در مقایسه با 2,4-D تاثیر بیشتری بر روی علف های هرز دارد.

مویان ها   "surfactants"

Surfactant کلمه ایست مرکب که از جمله surface active agent (عامل فعال کننده سطح) مشتق شده است و شامل امولسیفایرها ،پاک کننده ها و مواد خیس کننده می باشد. آنها مواد رقیق کننده و افزودنی هستند که با علف کش ها ترکیب شده و برای استفاده در مزارع مناسب هستند.surfactant  (مویان) یک مولکول شیمیایی با دو خصوصیت متضاد است چنین ماده ای تمایل دارد که با مواد روغنی و آب سازگار باشد، این خصوصیت دوگانه، آب دوست و چربی دوست گفته می شود. مویان ها به دو گروه یونی و غیر یونی تقسیم می شوند. پاک کننده ها، ترکننده ها و بیشتر امولسیون کننده ها که در کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرند از گروه یونی بوده و در آب یونیزه میشوندو یون های مثبت و منفی تولید می کنند.

چرا از مویان استفاده می شود؟

مویان ها به دلیل داشتن خواص زیر در علف کش های مورد استفاده در زراعت نیشکر به کار برده می شوند.

1-افزایش نگهداری محلول علف کش روی بافت های گیاه

2-افزایش نفوذ علف کش به سبب افزایش سطح تماس بین سطح برگ و قطرات محلول

3 افزایش نفوذ علف کش با حذف لایه ای از هوا بین قطره سم و سطح برگ

4- به عنوان ماده حل کننده عمل می کند

5-افزایش ورود مستقیم از طریق روزنه ها با پایین آوردن کشش سطحی محلول علف کش

6-سهولت حرکت علف کش در طول دیواره سلولها (پس از ورود) با پایین آوردن کشش بین مولکولی

7-مؤثر بودن مویان در پایداری حالت سوسیاسیون در علف کش های پودری قابل حل در آب :

با اضافه کردن مقداری از پاک کننده ها به سوسپانسیون آب ، ذرات جامد فرمولاسیون علف کش در مخزن مخلوط کننده ومخزن سم پاش رسوب نمی کند و غلظت یکنواخت محلول علف کش در طول زمان مصرف حفظ می شود.

 "ارتباط متقابل علف کش و گیاه"

مهمترین شرط لازم برای اینکه علف کش بتواند به طور مؤثر موفق به دفع علف های هرز شود تماس آن با علف هرز است . برای جذب یا نفوذ علف کش در گیاه، تماس باید به قدر کافی برقرار باشد تا علف کش پس از ورود به سلول های زنده گیاه یکی از پدیده های ساختمانی یا حیاتی آن را نابود کند.

1-جذب سموم علف کش

جذب در گیاه عبارت از انتقال یک ماده به داخل آن است که معمولا از راه ریشه یا اندام های نفوذی مثل برگ صورت می گیرد. علف کش هایی که در خاک مصرف می شوند به راحتی در آب حل و از طریق ریشه جذب گیاه می شوند. در مورد علف کش هایی که روی شاخ و برگ مصرف می شوند ورود آنها به داخل گیاه مشکل تر از ورودشان از طریق ریشه است زیرا کوتیکول از جذب مواد جلوگیری می کند .کوتیکول از سه لایه تشکیل شده است:لایه اول، یا لایه خارجی، موم است که چربی دوست می باشد؛ لایه دوم کوتین است که آب دوست تر از موم بوده و در صورت وجود آب قدرت آب دار شدن را دارد؛ و لایه سوم پکتین است که از دو لایه دیگر آب دوست تر است. وجود موم در قسمت خارجی کوتیکول مانع ورود ترکیبات محلول در آب می شود.بنابراین، حرکت علف کش به داخل کوتیکول به میزان انحلال پذیری علف کش درآب بستگی دارد.

*- از آنجایی که در بعضی از علف های هرز تعداد روزنه ها در سطح پایینی برگ نسبت به سطح بالایی بیشتر است لذا باید دقت شود که تمام سطوح برگ بطور کامل تحت پوشش سم قرار بگیرند.

*- اضافه کردن مویان به محلول سمی ، کارایی آن را بالا می برد، زیرا مویان با کاهش دادن میزان کشش سطحی قطرات آب امکان پخش و تماس بیشتر با سطح گیاهان را فراهم می آورد و با افزایش چسبندگی میزان تلف شدن علف کش را به حداقل می رساند.

*- افزودن مویان مشکل باقی ماندن علف کش را روی برگ های عمودی حل می کند زیرا بدون مویان محلول به سرعت از سطح این گونه برگ ها (حلفه) می ریزد.

 *- حجم سم پاشی :

حل کردن علف کش در حجم زیاد آب باعث تلف شدن آنها از سطح گیاه می شود . حجم محلول باید طوری تنظیم شود که ضمن پوشاندن گیاهان مورد نظر به داخل برگ نیز نفوذ کند، علف کش باید به میزان کافی در سطح گیاه پخش شود؛ میزان آب بسته به نوع علف کش متفات است مثلا علف کش های تماسی که به محض تماس با بافت های گیاهی آن ها را از بین می برند باید به طور کامل سطح گیاه را بپوشانند ولی در مورد علف کش های سیستمیک پوشش دادن قسمتی از گیاه با محلول سم نیز برای گرفتن نتیجه کافی است.

 *- استفاده از نازل ها یا افشانه های پودر کننده در حجم کم محلول، دوام و میزان جذب علف کش ها در گیاه را افزایش می دهد.

میزان رشد ساقه و برگ

جهت جذب بهتر و بیشتر علف کش توسط علف هرز چند ساله، بایستی علف هرز به اندازه کافی رشد کرده و دارای سطح برگ کافی برای جذب و حرکت سیمپلاست علف کش به اندام های زیرزمینی داشته باشد.

*- در صورتی که کمتر از 24 ساعت بعد از سم پاشی بارندگی صورت بگیرد سموم از سطح گیاه شسته می شوند، بنابراین نیاز به تکرار سمپاشی می باشد(بویژه برای علف کش های حل شده در آب)

*- نفوذ سم علف کش در کوتیکول:

علف کش های حل شده در آب برای نفوذ از میان کوتیکول غیر زنده، نیاز به نوعی مویان دارند. مویان ها به دو طریق عمل می کنند؛ اول اینکه باعث پخش محلول سم در سطح گیاه و امکان تماس آب با قسمت های آب دوست سطح برگ مثل پکتین (که در کوتیکول امتداد دارد)، قسمت های نازک و کم قطر کوتیکول ، سوراخ ها و شکاف های موجود در کوتیکول(که به وسیله باد، باران ، حشرات و سایر عوامل بوجود آمده اند) می شوند و دوم اینکه مویان ها احتمالا حل کردن کوتیکول را موجب می شوند. مطالعات نشان داده که اگر مقدار مویان از میزان لازم برای مرطوب کردن سطح گیاهان بیشتر باشد نفوذ علف کش افزایش می یابد. این امر نشان می دهد که افزایش مویان ها ، باعث جذب بهتر علف کش های قابل حل در آب به داخل کوتیکول می شود.

*- علف کش هایی که روی شاخ و برگ پاشیده می شوند در شرایط گرم ، مرطوب و رطوبت کافی خاک، بیشترین اثر را دارند چون هم روزنه های بیشتری باز بوده و هم کوتیکول علف های هرز ظریف تر می باشد و در نتیجه نفوذ علف کش بیشتر می شود.

 انواع مسیرهای انتقال مواد در گیاه:

1-مسیر آپوپلاست: "Apoplast"

آپوپلاست یک سیستم کم و بیش به هم پیوسته شامل دیواره های سلولی و سلول های متصل به هم آوندهای چوبی است که اجزای آن غیر زنده هستند ،مسیر آپوپلاست راه اصلی برای عبور آب و مواد غذایی مثل نیتروژن ،فسفر و غیره است و از این طریق مواد از داخل خاک و از طریق گیاه به داخل برگ ها منتقل می شود؛ مواد قابل حل در آب به صورت غیر فعال همراه با آب به بالا کشیده می شوند.

2-مسیر سیمپلاست:Symplast

سیمپلاست یک سیستم کم و بیش پیوسته ای از پروتوپلاسم سلول های گیاهی است بنابراین زنده است. مسیر سیمپلاست راه اصلی برای عبور قندهاست و از این طریق قند از محل تولید یعنی برگ به محل ذخیره یا مصرف مثل اندام های زیرزمینی گیاهان یا نوک ساقه های در حال رشد، حرکت می کند. تفاوت غلظت مواد در دو محل، نیروی محرک مواد در آوندهای آبکش است.

*- سیستم های آپوپلاست و سیمپلاست در انتقال علف کش ها اهمیت زیادی دارند.

حرکت علف کش ها:

علف کش ها را از لحاظ نوع حرکت به سه گروه اصلی تقسیم می کنند.

1-علف کش های تماسی:

این علف کش ها که برروی شاخ و برگ پاشیده می شوند ، بعد از نفوذ و به محض تماس با بافت آن را می کشند. اغلب بعد از چند ساعت که از پخش علف کش گذشت بافت های ساقه و برگ می سوزند یا نکروزه می شوند. در این دسته از علف کش ها پوشش کاملا علف کش روی شاخ و برگ برای از بین بردن مؤثر علفهای هرز ضروری است. علف کش های تماسی برای کنترل علفهای هرز یک ساله مؤثر می باشند و برای دفع علف های هرز دوساله و چند ساله کفایت نمی کنند (مثل پاراکوآت).

2-علف کش های با حرکت آپوپلاستی:

این علف کش ها با حرکت آپوپلاستی در محل هدایت آب و مواد معدنی یعنی در محل آپوپلاست حرکت می کنند. وقتی این نوع علف کش ها در خاک به کار می روند جذب ریشه شده سپس به داخل برگ هایی که فعالانه در حال تعرق هستند جریان می یابند.

3-علف کش هایی با حرکت سیمپلاستی:

این علف کش ها همراه با قند در سیمپلاست حرکت می کنند. در صورتی که این علف کش ها در مرحله صحیحی از چرخه زندگی گیاه روی شاخ و برگ آن پاشیده شوند درکل گیاه پخش شده و به سمت نقاط فعال و محل تجمع مواد غذایی حرکت می کنند.

این نوع علف کش علاوه بر اثرهای فوری که بر جای می گذارد، مثل سوختگی و پیچیدگی ،اگر به مقدار کم استفاده شود می تواند در دراز مدت در محل های فعال رشد مانند نوک ساقه، برگ های جوان و جوانه نیز دیده شود.

استفاده اصلی از علف کش هایی که در سیمپلاست حرکت می کنند مثل گلیفوسیت، دالاپون، تو-فوردی، وقتی است که هدف نابودی همه اندام ها و مخصوصا اندام های زیرزمینی گیاه باشد. این گونه علف کش ها برای گیاهان چند ساله و دو ساله استفاده می شوند.

عوامل مؤثر در حرکت سیمپلاست علف کش ها:

1-مرحله رشد گیاه:

علف های هرز عموما وقتی جوان و دارای رشد سریع هستند یا اندام های تولید مثل آنها در حال تشکیل و توسعه است، و نیز در موقع ذخیره کردن مواد غذایی در اندام های ذخیره ای خود، به علف کش های با حرکت سیمپلاستی بسیار حساس هستند.

2-پوشش گیاه به وسیله علف کش :

نیازی نیست که علف کش های با حرکت سیمپلاست به طور کامل در تمامی سطح گیاه پخش شوند ولی باید این نوع مواد با اندام هایی که فعالانه در حال فتوسنتز و انتقال قند هستند به مدت کافی در تماس باشند.

برگ های خیلی جوان و خیلی پیر به دلیل نداشتن فعالیت صدور قند از خود نمی توانند این گونه علف کش ها را به خوبی منتقل کنند.

3-وجود بافت های زنده:

هدایت علف کش ها همراه با قند به طریق سیمپلاست مستلزم زنده و سالم بودن بافت های گیاه است. حرکت یک علف کش یا حرکت سیمپلاستی به اندام های زیرزمینی ،بسته به نوع گیاه و علف کش می تواند در مدت چند ساعت یا چند روز انجام شود، بنابراین از بین رفتن فوری شاخ و برگ موجب می شود که علف کش به مقدار کم منتقل شود.از این رو کنترل قسمت های زیرزمینی رضایتبخش نخواهد بود. بهترین نتیجه زمانی حاصل می شود که علف کش در مقادیر کمتر ولی به طور مکرر به کار برده شود تا به اندام های زیر زمینی منتقل گرددو ضمنا جوانه های در حال خواب نیز بیدار شده از بین بروند.

*- مصرف زیاد علف کش،آن هم در یک نوبت باعث مرگ سریع بافت ها می شود.

4- شرایط محیطی:

چون حرکت سیمپلاستی در گیاه همراه با حرکت قند است، آن دسته از شرایطی که باعث بهبود فتوسنتز میشوند بر حرکت علف کش ها نیز تاثیر دارند، مثل نور زیاد، رطوبت کافی خاک و دمای مطلوب.

 استفاده از مخلوط علف کش ها :

در کشت نیشکر استفاده از مخلوط علف کش ها خیلی مهم است زیرا مرحله گیاهچه ای خیلی طولانی بوده و فواصل ردیف های کشت خیلی عریض است، به طوری که یک علف کش به تنهایی نمی تواند علف های هرز استقرار یافته را بطور مؤثر کنترل نماید.

توجه:

در تهیه مخلوط علف کش ها، دقت لازم بایستی مبذول گردد تا یک علف کش تماسی با یک علف کش سیستمیک مخلوط نشود، زیرا از بین رفتن سریع اندام های هوایی علف هرز توسط علف کش تماسی از جذب و حرکت سم سیستمیک در گیاه جلوگیری می کند.

*بر اساس مطالعات صورت گرفته، دزهای زیر برای از بین بردن علف های هرز مطلوب می باشد.

الف: سمومی که بصورت انفرادی استفاده می شوند:

آمترین: 5/1-1 درصد

سنکور: 5/1-1 درصد

توفوردی+ام سی پی آ : 25/1-5/0 درصد

پاراکوات: 25/1-1 درصد

گلایفوسیت: 2-25/1درصد

ب:سمومی که به صورت ترکیبی استفاده می شوند

آمترین(25/1-7/0) درصد +2-4-D  (1-7/0) درصد

سنکور(25/1-7/0) درصد +2-4-D  (1) درصد

گزاپاکس(1-5/0) درصد+ سنکور(7/0-5/0)درصد + 2-4-D (1-5/0) درصد

  فهرست منابع:

1- موسوی، م. ر.1380 . مدیریت تلفیقی علف های هرز. نشر میعاد.468. ص.

2- رستگار، م. ع. 1375. علفهای هرز و روش های کنترل آنها. مرکز نشر دانشگاهی، تهران.413ص.

3- بی نام . 1375. مهمترین علف های هرز مزارع نیشکر، کانال ها، آبروها،زهکش ها و اراضی بایر دشت خوزستان. گزارشات شرکت مهندسی پیوند فلاحت. 

4- راهدار، م. ر.1383. نیشکر. انتشارات دانشگاه شهید چمران،626 ص. 

 

5- Shojik.1965. weed control in PuertoRico.Int Soc sugarcane

technol proc 12:737-741.

 

6-Peny SY .1984. the biology and control of weeds.In:sugarcane:   developments in crop science. Elsevier,NewYork.366pp.

 

7-Labrada, R, j.C.Caseley and C. Parker.1994.Weed management for developing countries. FAO Publication NO.120

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/28ساعت 22:7  توسط حسین موذن رضا محله  | 

- نتایج حاصل از جداسازی:

در این تحقیق مجموعا 270 جدایه فوزاریوم از ساقه نیشکر (محل knife cut) از کشت و صنعت های مختلف استان خوزستان جداسازی شد. جدایه ها پس از بررسی و شناسایی دقیق در سه گونه قرار گرفتند. ایـن گـونه ها عبـارت بودند از, F. proliferatum , F. verticillioides F. subglutinans که به ترتیب شامل 154، 81، 35 جدایه بودند و درصد انتشار آنها به ترتیب57% ، 30% و 13% می باشد. گونـه غالب در مناطق شمال خوزستان (کارون و هفـت تپه) F. subglutinans و در سایر کشت وصنعت ها F. proliferatum F. verticillioides مشاهده گردید.

 

F. subglotinans

F . proliferatum

F . verticillioides

گونه های فوزاریوم

                محل جمع آوری گونه

       (45%)9

(30%)6

(25%)5

کشت و صنعت کارون

(2/54%)13

(25%)6

(8/20%)5

کشت و صنعت هفت تپه

(7/16%)4

(7/41%)10

(7/41%)10

کشت و صنعت امام خمینی(ره)

(4/3%)1

(1/24%)7

(4/72%)21

کشت و صنعت میرزاکوچک خان

(5/7%)3

(25%)10

(5/67%)27

کشت و صنعت امیرکبیر

(9/3%)2

(5/27%)14

(6/68%)35

کشت و صنعت دعبل خزاعی

(3/4%)2

(8/29%)14

(66%)31

کشت و صنعت سلمان فارسی

(9/2%)1

(40%)14

(1/57%)20

کشت و صنعت حکیم فارابی

جدول راندمان جداسازی گونه های فوزاریوم عامل بیماری چاقو بریدگی نیشکر در کشت

                                                                         و صنعت های استان خوزستان

- شرح گونه های جدا شده:

- گونۀ  F. verticillioides

از این گونه 154 جدایه از ساقۀ نیشکر با استفاده از محیط کشت Nash & Snyder جداسازی گردید. برای تعیین ویژگی های پرگنه از محیط کشت PDA و برای مشاهدۀ نوع فیالید و زنجیرۀ کنیدی از محیط کشت های KCL، CLA استفاده گردید. این گونه همراه با دو گونۀ دیگر متعلق به گروه Liseola می باشد

مشخصات مرفولوژیک: میزان رشد اینگونه در محیط PDA در دمای 25درجه و تناوب نوری (روشنایی،تاریکی 12:12ساعت) پس از 4 روز 4/4 سانتیمتر و رنگ سطح زیرین آن از کرم تا بنفش متغیر می باشد.

مشخصات میکروسکوپی: این گونه تولید منوفیالید منشعب و غیر منشعب روی کنیدیوفر می کند و میکروکنیدیها به فراوانی و بصورت زنجیر یا سر دروغین(False head) تشکیل می شود و ماکروکنیدیها داسی شکل و نسبتاٌ راست بوده و سلول انتهائی آنها باریک ، خمیده و سلول پایه آنها به صورت مشخص پاشنه ایی می باشد. جهت مشاهده زنجیره بلند کنیدی از محیط KCL استفاده می کنیم.

 - گونۀ  F. proliferatum

از این گونه 81 جدایه از ساقۀ نیشکر با استفاده از محیط کشت Nash & Snyder جداسازی گردید. برای تعیین ویژگی های پرگنه از محیط کشت PDA و برای مشاهدۀ نوع فیالید و زنجیرۀ کنیدی از محیط کشت های KCL، CLA استفاده گردید.

- مشخصات مرفولوژیک: این گونه روی محیط کشت PDA رشد خوبی داشته و میزان رشد آن در دمای 25 درجه سانتی گراد و تناوب نوری (روشنایی،تاریکی 12:12ساعت) پس از چهار روز بیش از 4 سانتی متر ورنگ سطح زیرین پرگنه روی محیط کشت PDA از کرم تا بنفش کم رنگ تا گاهی پررنگ متغیر بود.

-مشخصات میکروسکوپی: کنیدیوفورهای اولیه، به صورت جانبی روی هیف ها و در میسلیوم های هوایی تشکیل می شوند که بدون انشعاب هستند و به تدریج تشکیل انشعاب می دهند. کنیدیوفورهای ثانویه یا  اسپورودوشیومی، متراکم تر و دارای انشعابهای بیشتری هستند. این گونه دارای منو و پلی فیالید می باشد. داشتن پلی فیالید یکی از ویژگی های این گونه است. میکروکنیدیوم ها چماقی شکل با یک پایۀ مسطح که غالبا تک یاخته ای و در سرهای دروغین و یا به صورت زنجیره ای تشکیل می شوند.. ماکروکنیدیوم ها داسی شکل تا تقریبا راست، با سطح پشتی و شکمی تقریبا موازی، دارای دیوارۀ نازک و ظریف می باشند. یاختۀ پایه در ماکروکنیدیوم به شکل پاشنه می باشد. ماکروکنیدیوم ها 3 تا 5 دیوارۀ عرضی دارند. ماکروکنیدیومها در اسپورودوشیوم های نارنجی کمرنگ تشکیل می شوند.

- وجود اشتراک و افتراق : این گونه شباهت زیادی به گونۀ F. verticillioides دارد. وجود پلی فیالید و تشکیل زنجیرۀ میکروکنیدیوم کوتاه اغلب به شکل V ، این گونه را از F. verticillioides جدا می کند. با استناد به کلیدهای نلسون و همکاران، بوس، برجس و همکاران  مشخصات مشاهده شده در این جدایه ها با گونۀ F. proliferatum مطابقت داشت.

 - گونۀ  F. subglutinans

- مشخصات مرفولوژیک: میزان رشد اینگونه در محیط PDA در دمای 25 درجه و تناوب نوری (روشنایی،تاریکی 12:12ساعت)  بعد از 4 روز 4/4 سانتیمتر و رنگ زیرین پتری از صورتی تا بنفش متغیر است. در این گونه به طور معمول اسپورودوشیوم تشکیل نمی شود و در صورت تشکیل، نارنجی کمرنگ می باشد.

 - مشخصات میکروسکوپی:

کنیدیوفرها دارای منوفیالید ساده و منشعب و پلی فیالید می باشند. میکروکنیدیها تخم مرغی شکل، بیضوی و 2-1 سلولی، فراوان و بصورت سـرهای دروغـین (Fals head) مشـاهـده می گردند و زنجیره تولید نمی کنند، ماکروکنیدیها هلالی، فراوان و نسبتاٌ راست و دارای 5-3 دیواره عرضی می باشند.

-       کلامیدوسپور : این سه گونه فاقد کلامیدوسپور است.

     - آزمایش اثبات بیماریزایی بر روی قلمه های نیشکر:

تکنیک مایه زنی به روش ساقه های (قلمه های) جدا شده برای به حداقل رساندن دورۀ کمون در آزمایشگاه استفاده شد. برای این منظور ساقه های گیاهان هم سن،  هم ارتفاع،  هم قطر و فاقد هر گونه آلودگی و تغییر رنگ از رقم CP57-614 را بریده و توسط کیسه های پلاستیکی به آزمایشگاه منتقل گردید. برای هر جدایه تعداد پنج قلمه(به قطر2-5/1 و به طول 30 سانتی متر) استفاده شد و قلمه های استفاده شده حداقل دارای یک میانگره کامل بودند. ابتدا قلمه ها با الکل اتیلیک 75 درصد ضدعفونی سصحی شدند. دو طرف قلمه ها را با پارافیلم پوشانده تا از ورود قارچهای ساپروفیت از دو انتهای قلمه جلوگیری به عمل آید، سپس در وسط هر قلمه محل مناسبی برای تلقیح در نظر گرفته شد و با چوب پنبه سوراخ کن حلقه ای از بافت به عمق 5/. سانتی متر برداشته، بطوریکه سوراخ ایجاد شده تا مغز ساقه وارد نشد. از حاشیۀ کلنی قارچ چهار روزه حلقه ای از میسلیوم قارچ برداشته و در موضع تلقیح قرار گرفت. برای جلوگیری از جابجایی و خشک شدن حلقه های قارچ و ورود عوامل دیگر، محل تلقیح با یک لایه پارافیلم  پوشانده شد. در تیمار شاهد ( 5 تکرار) به جای محیط کشت حاوی میسلیوم، فقط از محیط کشت PDA استفاده شد. توضیح اینکه 30 قلمه بوسیله 6 جدایه از گونه F. Proliferatum، بدست آمده از میزبان باقلا تلقیح گردید.

بعد از تلقیح، قلمه ها در ژرمیناتور با رطوبت 90-80 % به مـدت 14 روز در دمای 28-25 درجه سانتی گراد نگهداری شدند. میزان گسترش بیماری در بافت های داخلی و خارجی قلمه ها و همچنین جداکردن مجدد عامل بیماری از منطقۀ آلوده معیار سنجش قرار گرفت(بعد از 14 روز).

میزان تغییر رنگ در قلمه های تلقیح شده پس از 14-10 روز مورد بررسی قرار گرفت. در تمام جدایه های حاصله از نیشکر مشاهده شد که در محل تلقیح به طرف گره ها حالت نکروز ایجاد گردیده است. این نشان می دهد که تمام جدایه ها بر اساس این آزمایش قادر به بیماریزایی روی نیشکر می باشند. جهت رعایت اصول کخ و اطمینان از اینکه علائم ایجاد شده ناشی از حمله قارچ تلقیح شده می باشد، از قسمتهای آلوده دور از محل تلقیح، قطعاتی روی محیط کشت انتخابی Nash & Snyder کشت داده شد و قارچ تلقیح شده جداسازی گردید. در اطراف محل تلقیح قلمه هایی که به عنوان شاهد آلوده شده بودند،  هیچگونه نکروزی مشاهده نگردید.

بر اساس نتایج تجزیه آماری داده ها با آزمون دانکن در آزمایش مقایسه توانایی بیماریزایی و شدت آن در 80 جدایه گونه F. proliferatum حاصله از نیشکر و 6 جدایه جدا شده از باقـلا، در نیشـکر نشان داد که بین جدایه ها در سطح احتمال یک درصد اختلاف معنی دار وجود دارد و جدایه ها به 15 گروه دسته بندی شدند. گروه بندی درجات بیماریزایی این جدایه ها با استفاده از آزمون دانکن در جدول زیر نشان داده شده است.

 مقایسه قدرت بیماریزایی نسبی جدایه های proliferatum F. حاصل از نیشکر و باقلا

 

مقایسه قدرت بیماریزایی

 

نام جدایه

60a

 

S71

60a

 

S68

60a

 

S64

60a

 

F59

60a

 

D38

60a

 

B4

58ab

 

S70

57abc

 

D45

57abc

 

F55

57abc

 

F53

56abcd

 

F60

55abcde

 

S73

55abcde

 

B2

55abcde

 

S66

55abcde

 

F47

55abcde

 

D40

53abcdef

 

S72

53abcdef

 

B6

52abcdefg

 

E9

52abcdefg

 

E2

50abcdefgh

 

S65

50abcdefgh

 

M79

 

50abcdefgh

 

M75

50abcdefgh

 

B1

50abcdefgh

 

F58

50abcdefgh

 

D46

50abcdefgh

 

A14

50abcdefgh

 

A11

48abcdefghi

 

D39

48abcdefghi

 

B5

47abcdefghij

 

E10

47abcdefghij

 

A19

45abcdfeghij

 

S69

45abcdfeghij

 

M77

45abcdfeghij

 

B3

45abcdfeghij

 

F57

45abcdfeghij

 

F52

45abcdfeghij

 

F51

45abcdfeghij

 

E3

45abcdfeghij

 

D44

45abcdfeghij

 

D42

45abcdfeghij

 

D41

45abcdfeghij

 

D34

45abcdfeghij

 

A20

45abcdfeghij

 

A18

44.8abcdefghij

 

A15

43abcdefghijk

 

F56

43abcdefghijk

 

F48

43abcdefghijk

 

E8

43abcdefghijk

 

E6

43abcdefghijk

 

E4

43abcdefghijk

 

A16

43abcdefghijk

 

A12

 

42bcdefghijkl

 

F50

40cdefghijkl

 

S74

40cdefghijkl

 

S67

40cdefghijkl

 

S62

40cdefghijkl

 

M80

40cdefghijkl

 

K23

40cdefghijkl

 

H30

40cdefghijkl

 

E5

40cdefghijkl

 

D37

40cdefghijkl

 

D36

39defghijklm

 

E7

38efghijklm

 

S63

38efghijklm

 

F54

38efghijklm

 

F49

37fghijklm

 

M76

37fghijklm

 

H32

37fghijklm

 

D35

37fghijklm

 

A17

35ghijklmn

 

S61

35ghijklmn

 

M78

35ghijklmn

 

H27

35ghijklmn

 

E1

35ghijklmn

 

D43

33hijklmn

 

H31

33hijklmn

 

D33

33hijklm

 

A13

32ijklmn

 

K22

30jklmn

 

K26

30jklmn

 

K21

27klmn

 

K24

25lmn

 

H29

 

22mn*

 

H28

20n

 

K25

0o

 

control

 *-  حروف مشترک نشان دهندۀ عدم وجود اختلاف معنی دار در سطح یک درصد می باشد.

 طبق جدول فوق جدایه های S64 ,S68 ,S71 ,D38 ,F59 ,B4 تهیه شده از مناطق کشت و صنعت سلمان فارسی، دعبل خزاعی، حکیم فارابی و جدایه به دست آمده از باقلا به عنوان بیماریزاترین و جدایه K25 جمع آوری شده از کارون، به عنوان ضعیف ترین جدایه بر روی نیشکر در مقایسه با شاهد مشخص شد.

((جدول تجـزیه واریـانس در آزمـایـش مقایسه تـوانـایی بیـماریـزایی 86 جـدایـه مختـلف F. proliferatum  در نیشکر))

 


منبع تغییر        درجات آزادی    مجموع مربعات     میانگین مربعات      Fs       سطح معنی دار

1                     945/836098      945/836098         334/11345                      000/0

جدایه 86          055/45360          443/527                157/7                           000/0

اشتباه                   348              000/25646            695/73

کل                         435            000/907105

 بر اساس تجزیه خوشه ای(کلاستر) و با استفاده از متوسط پیوستگی بین گروهها (Average linkage between groups) در فاصله اقلیدسی (Squared Euclidean distance)، جدایه ها به سه گروه خیلی بیماریزا (A)، بیماریزای متوسط(B) و غیر بیماریزا (C) تقسیم شدند.

     بحث و نتیجه گیری :

عامل بیماری چاقو بریدگی نیشکر بر اساس تحقیقات انجام شده، گونه های مختلف قارچ فوزاریوم می باشد و کلیه جدایه های قارچ فوزاریم جدا شده از بیماری چاقو بریدگی، پس از تک اسپور کردن ، نـوک ریسه کردن و کشت در محیـط هایCLA , KCL  تحت سه گونـه F. verticillioides , F. proliferatum , F. subglotinans تشخیص داده شد که درصد فراوانی آنها به ترتیب 13 ،30 ،57 درصد بود. خصوصیات گونه های جدا شده با شرح نلسون و همکاران در سال 1983مطابقت می نماید.

از نتایج این تحقیق، روشن شدن غالب بودن گونه F. subglotinans در کشت و صنعت های کارون و هفت تپه وگونه  F. verticillioidesدر کشـت و صنعت های دیگر اسـتان بـود توضیح اینکه کشت و صنعت های کارون و هفت تپه در شمالی ترین نقطه نیشکر کاری استان قرار دارند و سایر کشت وصنعت ها در مناطق جنوبی استان واقع شده اند و قارچ F. subglotinans در مقایسه با گونه F. verticillioides دمای پایینتری را ترجیح می دهد، بنابراین ا حتمال داده می شود که درجه حرارت در پراکندگی گونه موثر باشد. ولی جهت استنتاج علمی و منطقی دراین مورد، نیاز به مطالعات عمیق و گسترده می باشد که امید است در آینده انجام گیرد.

در آزمایش اثبات بیماریزایی گونه قارچ F. proliferatum در اثر تلقيح مصنوعی، تغییر رنگی در سطح پوست و بافت درونی ساقه دیده شد و رنگ بافت از حالت طبیعی به بنفش متمایل به قرمز تغییر کرده بود. با اندازه گیری طول بافت نکروزه شده قلمه های بریده شده نیشکر در تست بیماریزایی، مشاهده گردید که جدایه های حاصل از کشت و صنعت های کارون و هفت تپه در مقایسه با کشـت و صنـعت های دیگر استان از شدت بیماریـزای کمتری برخوردارنـد، از طرفی هنگام جدا سازی قارچ ازساقه های کشت و صنعت های هفت تپه و کارون خصوصا از زخمهای نزدیک به سطح زمین تعداد زیادی جدایه های قارچ تریکودرما جداسازی گردید که معمولا از زخم های قدیمی که گسترش آنها متوقف شده بود، جدا سازی شدند ولی از زخمهایی که جدید بودند و در میانگره های بالاتر از سطح زمین قرار داشتند، جدا سازی صورت نگرفت و زخمهای انتهایی و میانی، توسعه و گسترش بیشتری در مقایسه با زخمهای قدیمی که در نزدیک سطح زمین قرار داشتند، دارا می باشند. که به نظر می رسد علت اصلی عدم گسترش زخمهای قدیمی وجود جدایه های تریکودرما باشد که در خاکهای مزارع قدیمی وجود داشته و به سهولت می توانند روی زخمهای پایین ساقه آمده و از گسترش زخمها جلوگیری کنند. بر اساس مطالعات صورت گرفته گسترش آلودگی پس از مدتی متوقف می گردد. ولی نتایج به دست آمده از آلودگی های مزارع کشت و صنعت های دعبل خزایی، سلمان فارسی، حکیم فارابی، میرزا کوچک خان، امیرکبیر و امام خمینی(ره) نشان دهنده این است که به احتمال زیاد عامل اصلی متوقف شدن آلودگی همان گونه های تریکودرما باشد، زیرا در مقایسه با کشت و صنعت های هفت تپه و کارون در مزارع یاد شده درصد آلودگی بالاتری مشاهده گردید و زخمها عمیق تر و از گسترش بیشتری برخوردار بودند. تصور می شود که بدلیل قدمت کمتر کشت در مناطق جنوب در مقایسه با کشت و صنعت های کارون و هفت تپه، هنوز گونه های مفید قارچ تریکودرما در این مناطق مستقر نگردیده باشند. بنابر این می توان با جداسازی، تشخیص و تکثیر گونه مناسب قارچ تریکودرما، به طور طبیعی درصد آلودگی را در مزارع پایین آورد.

نتایج حاصل از تست بیماری زایی نشان داد که تمام جدایه های به دست آمده از نیشکر و 6 جدایه حاصل از باقلا، بر روی نیشکر بیماریزا می باشند. با توجه به اینکه نتایج حاصل از تست ساقه های بریده شده با نتایج حاصل از تست های انجام شده روی گیاه در حال رشد، از نظر بیماریزا بودن قارچ عامل بیماری یکسان می باشد، بنابراین به خاطر سرعت عمل و صرفه جویی در زمان و اینکه برای دیدن علائم در گیاهان تلقیح شده در شرایط مزرعه باید مدت مدیدی صبر کرد، در این تحقیق از این روش استفاده شده است. جداسازی دوباره عامل بیماری از انتهای ناحیه نکروزه شده حاکی از وجـود قـارچ در این ناحیه بوده که خود بیانگرایجاد علائم توسط قارچ عـامل بـیماری می باشد. در قلمه های تلقیح شده با PDA به عنوان شاهد، هیچ گونه نکروز و تغییر رنگ در محل تلقیح مشاهده نگردید.

پیشنهادات:

1- منطق عمده کشت این محصول در استان خوزستان تحت تاثیر این بیماریگر است لذا هر گونه اقدامی در جهت شناخت بیمارگر و دست یابی به روشهای مدیریت آن قابل توجه و از اهمیت بسزائی برخوردار است.

2- به نظر می رسد که می توان با جداسازی، تشخیص و تکثیر گونه مناسب قارچ تریکودرما (سوسپانسیون اسپور) و انتقال آن به کشت و صنعت های جنوب به طور طبیعی درصد آلودگی را در مزارع را پایین آورد.

3- به دلیل آلودگی شدید فوزاریوم به دست آمده از باقلا در نیشکر، از کشت گیاهان خانواده لگومینوز چون باقلا، لوبیا و نخود در اطراف مزارع نیشکر جلوگیری گردد.

4 - مزارعی که برای تهیه قلمه به منظور کشت در مزارع جدید انتخاب می شوند عاری از هر گو.نه آلودگی باشند.

 در پایان از همکاری همکاران عزیز در کشت و صنعت های مختلف نیشکر به ویژه دوستان خوبم در مطالعات کاربردی کشت و صنعت دعبل خزاعی سپاسگزاری می نمایم.

 

منابع مورد استفاده:

1 - راهدار، م.ر. 1383. نیشکر(ترجمه). انتشارات دانشگاه شهید چمران، 626ص.

2-  صارمی، ح. 1377. اکولوژی و تاکسونومی گونه های فوزاریوم. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد،132ص.

3-  طاهرخانی، ک. 1374. بررسی بیماری های فوزاریومی نیشکر در استان خوزستان. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس. 163ص.

 4- میرشکاری، ب. 1380. زراعت نیشکر(ترجمه). انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی، 421ص.

 

4 - Booth, C. 1971. The Genus Fusarium. CMI.Kew, survey, uk.237p.

 5 - Burgess, L.W., Summerell, B.A., Bullock, S., Gott, K.P., and  Backhous, D.1994. Laboratory Manual for Fusarium Research. Fusarium Reserch, Laboratory, Department of Crop Scince, University of Sydny and Royal Botanic Gardens, 133p.

 6 - Martin,  J.P.,  Handojo, H., and Wismer, C.A. 1989. Pokkah boeng.Pages 157- 16869 - Nelson, P.E. 1991.History of Fusarium systematics. Phytopathology 81 : 1045-1048. in : Disease of Sugarcane: Major Disease. C. Ricaud, B.T. Egan, A, G. Gillaspie, Jr.,  and C. G. Hughes, eds. Elsevier Science Publishing Co., Inc., New York

 7 - Nelson, P.E., Toussoun, T.A., and Marasas,W.F.O. 1983. Fusarium Species: An  Illustrated Manual for Identification.Pennsylvania State University Press.193p

 8 - Nelson, P.E. 1991.History of Fusarium systematics. Phytopathology 81 : 1045-1048.

 9 - Ricaud, C., Egan, B.T., Gillasspiej., A.G, and Hughes, C.G.1989. Disease of sugar cane, major disease. Elsievire Amesterdam. Oxford. Newyork. Tokyo. 400pp.

 10 - Slvanesan, A., and Waller, G.M. 1986.Sugar cane Diseases. Phytopathological . Paper 29 : 25-28.

 

 11 - Verma, K.P., Singh, M.P.,  and  Upadaya, U.C. 1984. Knife cut: the first report of incidence of this  disease in India council sugarcane Res. Shahjahnpur, Utar Pradesh. No 1, 7-8.

 

 پایان

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/18ساعت 22:48  توسط حسین موذن رضا محله  | 

  بررسي پراکندگی عوامل فوزاریومی بیماری چاقو بریدگی   نیشکر و مقایسه شدت بیماریزایی F. proliferatum حاصل از نیشکر و باقلا در استان خوزستان

                                                      تحقیق و پژوهش: حسین موذن رضامحله

 

نیشکرگیاهی گرمسیری از تیرۀ Poaceae، زیر تیرۀ Panicoideae، طایفۀ Andropogoneae و زیر طایفۀ Saccharininae و جنس Saccharum می باشد. بخش جلگه ای خوزستان که از آبرفت های رودخانه های کارون، دز، کرخه و جراحی به وسعت 41هزار کیلومترمربع (بیش از 4 میلیون هکتار)تشکیل شده است به علت دارا بودن شرایط مناسب از قبیل دارا بودن ارتفاع مناسب از سطح دریا، خاک های رسوبی(علیرغم وجود املاح شور) ، آب کافی و. . . همچنین با وجود راههای ارتباطی راه آهن سراسری، فرودگاه و بندر و ارتباطات مخابراتی، برق، گاز، نیروی انسانی، دانشگاهها و مراکز آموزشی، واحـدهای سابقه دار کشـت و صنـعت وغیره، منـطقه ای بسیار مستعد به منظور تولید نیشکر و محصولات جانبی آن به شمار می رود.

 از برجسته ترین و آشکارترین امتیازها و برتری های صنعت تولید شکر از نیشکر این است که هم محصول شکر و هم ملاس باقیمانده از استحصال شکر و هم باگاس و یا تفاله نیشکر قابل بازیافت و قابل تبدیل به مواد انرژی زاست. کاربرد گسترده نیشکر و فراورده های جانبی آن در صنایع غذایی، دارویی و شیمیایی و بهره گیری فزاینده از مادۀ ملاس و صنایع تقطیری و تخمیری و خوراک دام همچنین بهره جستن از تفالۀ سلولزی نیشکر (باگاس) در صنایع کاغذ و چوب همگی نشان از اهمیت برجسته و ارزشمند این گیاه و صنعت وابسته به آن دارد.

اجرای طرح توسعه نیشکر و صنایع جانبی در خوزستان با هدف تأمین کسری شکر مورد نیاز به میزان 700 هزار تن در سال و با توجه به شرایـط آب و هوایی و پیشینۀ خوزسـتان به عنـوان یکـی از مراکز اصلی کشت نیشکر در جهان دیروز، مورد توجه قرار گرفت و برای تحقق این هدف ارزندۀ اقتصادی- سیاسی است که با تلاش های انجام گرفته، امروز بالغ بر 84 هـزار هـکتار از زمین های لم یزرع و شور خوزستان، آماده کشت نیشکر شده و با شیرین سازی وسعت قابل توجهی از آن نیز برای چندمین سال مورد بهره برداری قرار گرفته است. لذا با توجه به افزایش سطح زیر کشت و با توجه به اهمیت اقتصادی نیشکر، شناخت و مبارزه با عوامل محدود کنندۀ آن ضروری می باشد یکی از فاکتورهای بسیار مؤثر در کاهش محصول نیشکر بیماری های آن بوده که در این تحقیق بیماری چاقو بریدگی (Knaif-cut) مورد بررسی قرار گرفته است.

- بیماری چاقوبریدگی(knife-cut) نیشکر

     بیماری چاقو بریدگی اولین بار توسط ویلبرینک در سال 1935 در چهارمین کنگرۀ تکنولوژیست های نیشکر گزارش گردید. ورما و همکاران در سال1984 این بیماری را از هندوستان گزارش نمودند، ریکاد و همکاران در سال1989 گسترش بیماری را  در جهان مشخص کردند. این بیماری در مناطقی چون هاوایی، استرالیا، برزیل، هند، اندونزی، آفریقای جنوبی، فیلیپین و ایران مشاهده گردیده است.

علائم بیماری :

   در این بیماری، گیاه ظاهرا سالم اسـت و از بیرون مزرعه  هیچـگونه نا هنجاری و پیچیدگی برگی در قسمت فوقانی گیاه مشاهده نمی گردد(بر خلاف بیماری پوکابونگ) و در قسمت تحتانی هم علائم خاصی مشاهده نمی شود ولی بعداز جدا کردن غلاف به ویژه در میانگره های تحتانی ساقه، زخم هایی شبیه چاقو بریدگی در یک یا دو طرف ساقه مشاهده می گردد و گاهی در یک ساقه، چند زخم و حتی در یک میانگره یک تا چند زخم دیده می شود. بعضی اوقات در ساقه هایی که در اواسط فصل بهار آلـوده می شـوند، در درون زخـمهای ایـجاد شده، ریشه های نابجا ایجاد می گردد بطوریکه زخمها به سختی قابل دید می باشند.زخم ایجاد شده در ساقه مانند آن است که با یک کارد تیز، بطور مورب از پوست ساقه به طرف مغز آن در دو نقطه برش داده بطوریکه محلهای برش در قسمت گوشتی و مغز ساقه در یک نقطه همدیگر را قطع می کنند و تشکیل زاویه می دهند. بعد از کهنه و مسن شدن زخم، حالت زاویه دار بودن آن کاهش یافته و شکل یک سوراخ بزرگ که در ساقه تعبیه شده باشد به خود می گیرد و لبه های آن تیره می شود.

      مکانیسم چاقوبریدگی بدین صورت است که اسپور قارچ به روش های مختلف خود را به ساقۀ رشد نکرده می رساند و بعد از استقرار و نفوذ در ساقـه، تدریجا به بافـت اطـراف نفـوذ کـرده و لکه های قهوه ای تیره در دستجات آوندی بوجود می آید. در اثر آلودگی، خاصیت کشسانی دیواره سلولها کاهش یافته و در نتیجۀ عدم رشد، سلول آلوده رشد نکرده و طویل نمی شود، در حالیکه سلولهای سالم به رشد طولی خود ادامه می دهند. بنابراین سلولهای آلوده نمی توانند هماهنگ با سلولهای سالم بافت مجاورشان رشد کنند و در نهایت پاره شده و باعث بوجود آمدن زخم های چاقوبریدگی می شوند.

   علائم بیماری چاقو بریدگی بر روی ساقه گیاه نیشکر

 در بیماری چاقو بریدگی ممکن است حالت کوتولگی در ساقه بوجود آید و همچنین ممکن است قسمت فوقانی گیاه بخشکد و یا جوانه های جانبی بیش از حد طبیعی بوجود بیایند.

     عامل بیماری:

سه گـونه متفـاوت از جـنس فـوزاریــوم می تـوانند این بیماری را ایـجـاد کنند که عبـارتـند از                                      F. Verticillioides (moniliforme) F. proliferatum و F. subglutinans که هر سه  جزو بخش Liseola می باشند.

      اهمیت بیماری :

     در اثر این بیماری در مجاورت محل آلودگی، فواصل گره های آلوده بهم نزدیک شده و ساقه کوتاه می شود و با بوجود آمدن ساقه های جانبی، قند ساقه های مادری کاهش یافته و ساقه های آلوده قبل از برداشت در اثر وزش بادهای گرم تابستان، حرکت گرازها و سایر حیوانات وحشی، در محل زخم شکسته شده و در اثر افتادن بر روی زمین پوسیده می شوند.

    سابقۀ بیماری در ایران

  تاریخچه دقیق بیماری چاقوبریدگی در ایران مشخص نیست ولی طبق نظر کارشناسان کشت و صنعت کارون، این بیماری کم و بیش در مزارع نیشکر وجود داشته است ولی به جهت اینکه خسارت ناشی از آن ناچیز بوده بدان توجهی نشده است. از سال 1368 به بعد شدت این بیماری به گونه ایی رو به افزایش نهاد که آنرا گاهی با خسارت آفـت مهم نیشکر Sesamia spp. اشتباه می گرفتند. بر اساس گزارش آقای مهندس طاهرخانی، دکتر علیزاده در سال 1372 عارضه فوق را بیماری چاقوبریدگی معرفی نمود و دو گونه فوزاریوم از آن جدا نمود. طاهرخانی درسال 1374 از محل چاقوبریدگی سه گونـه فـوزاریـوم به نــام های F.moniliforme,F. proliferatum, F. subglutinans  جدا کرده و قدرت بیماریزایی آنها را مورد مطالعه قرار داده است. در یک بررسی که توسط نگارنده در سال 1383 در مدیریت مطا لعات کاربردی کشت و صنعت دعبل خزاعی صورت گرفت، مشخص گردید که این بیماری می تواند بیش از ده درصد از قلمه های نیشکر را آلوده کند. با عنایت به خاکزاد بودن عامل بیماری، پراکندگی و تنوع زیاد آن در منطقه، ممکن است در آینده از بیماریهای مهم نیشکر در ایران مبدل گردد، در نتیجه توجه بیشتر به این بیماری ضرورت دارد.

- جمع آوری نمونه ها

نمونه برداری از مهر ماه سال 1384 تا خرداد 1385 از کشت و صنعت های نیشکر واقع در شمال و جنوب خوزستان یعنی واحدهای دعبل خزاعی، سلمان فارسی، حکیم فارابی، میرزاکوچک خان، امیر کبیر، امام خمینی(شعیبیه)، کارون و هفت تپه صورت گرفت.

مناطق نمونه برداری در استان خوزستان

- نحوۀ نمونه برداری از گیاهان بیمار

 نمونه برداری از مزارع 25 هکتاری به صورت 5 نقطه از هر مزرعه، همزمان با نمونه برداری آفت سزامیا صورت گرفت. جهت بررسی میزان آلودگی قلمه ها به آفت سزامیا و به دلیل اینکه گیاه بیمار از نظر ظاهر قابل تشخیص نیست، ساقه های نیشکر پوشال گیری شد(حذف برگ ها از ساقه) تا علائم نمایان گردد. سپس، ساقه های آلوده که دارای علائم بیماری بودند بریده شده و در کیسه های پلاستیکی به آزمایشگاه منتقل گردیدند.  

- محیط کشت های مورداستفاده جهت جداسازی عامل بیماری:

- محیط کشت سیب زمینی- دکستروز- آگار (PDA)

از این محیط کشت برای جداسازی، تعیین نرخ رشد جدایه، نحوۀ رشد و تعیین رنگ پرگنه قارچ استفاده شد. گونه های مختلف جنس فوزاریوم در این محیط کشت به صورت فوق العاده متنـوع با رنـگ های گـوناگـون رشـد می کنند. در این محیط کشت عموما به دلیل وجود مقادیر نسبتا بالای کربوهیدرات ها، رشد رویشی فوزاریوم ها سریع بوده و کنیدیوم های تولید شده،  بدشکل، غیر طبیعی و ناقص هستند. ضمن اینکه میزان جهش در گونه های این جنس نیز به طور قابل ملاحظه ای افزایش می یابد. در نتیجه از این محیط کشت نمی توان برای نگهداری طولانی مدت جدایه ها استفاده کرد.

برای تهیه این محیط کشت 200 گرم سیب زمینی پوست کنده را در آب مقطر به طور کامل پخته و به کمک یک پارچۀ ململ عصارۀ آن را گرفته و به عصارۀ حاصل 20-17 گرم آگار و 20 گرم دکستروز اضافه می شود. سپس با افزودن آب مقطر، حجم محلول به یک لیتر افزایش داده شده و در دمای 121 درجـه سانتی گراد و فشار 5/1 اتمسفر به مدت 20 دقیـقـه ستـرون می گردد.

-  محیط کشت اختصاصی  Nash & Snyder (PPA)    

PPA یک محیط کشت پایه است که آنتی بیوتیک و قارچ کش به آن افزوده شده و به صورت انتخابی برای جداسازی گونه های مختلف فوزاریوم از خاک و بافت های آلوده مورد استفاده قرار می گیرد. این محیط از رشد قارچ ها و باکتری ها به شدت ممانعت کرده ولی فوزاریوم ها در این محیط رشد بطئی دارند. این محیط کشت به علت سمی بودن و ایجاد تغییرات در مرفولوژی کنیدی ها، برای تشخیص گونه ها مناسب نمی باشد.

 ترکیب محیط پایۀ PPA شامل مواد زیر است:

- تراکلر (حاوی 75/0 مادۀ PCNB)        یک  گرم

- پپتون                                                     15 گرم

-    KH2PO4                                              یک گرم

- 7H2O و MgSO4                                    نیم  گرم

- آگار                                                       20 گرم

- آب مقطر                                              1 لیتر

پس از اینکه محیط کشت در اتوکلاو سترون گردید و دمای آن به 55 درجه رسید، 10 میلی لیتر آب مقطر سترون به همراه یک گرم سولفات اسپرپتومایسین و 12/0 گرم سولفات نئومایسین به آن اضافه گردید.

 - محیط کشت آب- آگار(WA)

برای خالص سازی قارچ از محیط کشت آب- آگار( (WAبه همراه PDA استفاده شد. برای تهیۀ محیط کشت آب آگار دو درصد، 20 گرم آگار به یک لیتر آب مقطر اضافه شد و اتوکلاو گردید. از این محیط کشت برای جوانه زدن کنیدی ها، تک اسپور کردن و یا انتخاب نوک ریسه استفاده گردید.

- محیط کشت جهت شناسایی قارچ

- محیط کشت برگ میخک-آگار (CLA)

به منظور تهیۀ محیط کشت فوق برگ های میخک عاری از باقیماندۀ سموم پس از شستشو با آب به قطعات 3-2 سانتی متر تقسیم شده و در آون به مدت 2 ساعت در دمای 55-45 درجه سانتی گراد خشک گردیدند. برگ های خشک شده بایستی سبز و ترد باقی بمانند، اگر دمای مورد استفاده افزایش یابد، سبزی رنگ برگ ها کاهش می یابد. سپس برگ ها را در فویل آلومینیوم پیچیده و در اتوکلاو مانند آنچه در مورد محیط کشت های قبلی گفته شد سترون گردیدند. جهت مصارف بعدی برگ هـای خشک شـده را در یک ظـرف درب دار ریخته و در یخـچال (دمای 4-2 درجه سانتیگراد) نگهداری شدند.

برای ساختن محیط کشت مذکور، آب- آگار 2 درصد را در پتری ریخته و قبل از منعقد شدن محیط کشت، 4-3 قطعه برگ میخک به آن اضافه گردید.

یکی از مزایای این محیط کشت، تسریع در کنیدی زایی است و کنیدیوم های تیپیک (یکی از ویژگی های لازم برای تشخیص) اغلب، روی آن تشکیل می شود و شرایط طبیعی را برای رشد قارچ فراهم می سازد.

این محیط کشت از نظر میزان کربوهیدات ها فقیر است بنابراین قارچ روی آن به صورت پراکنده رشد می کند. در نتیجه، مشاهدۀ برخی از ویژگی های تاکسونومیکی مانند زنجیرۀ میکروکنیدیوم، سر های دروغی، منوفیالید و اسپورودوکیوم را امکان پذیر می سازد.

  - محیط کشت کلرید پتاسیم - آگار (KCLA)

جهت مشاهدۀ بهتر زنجیره های میکروکنیدی و شناسایی قارچ از محیط آب- آگار حـاوی 8-4 گرم در لیتر KCl استفاده گردید. در روی این محیط جدایه های قارچ تولید زنجیرۀ میکروکنیدی به میزان فراوان می نمایند و به علت وجود KCl  در محیط کشت، زنجیرۀ میکروکنیدی به صورت پایدار باقی می ماند و به راحتی می توان به وسیلۀ میکروسکوپ وجود زنجیره را که یکی از معیارهای اصلی گروه Liseola در فوزاریوم ها می باشد مشاهده کرد زیرا رطوبت سطح آگار کاهش یافته و مقدار کمی قطرات آب در سطح هوایی ریسه های قارچ تشکیل خواهد شد.

- محیط کشت جهت نگهداری جدایه ها

محیط کشت SNA

ترکیبات زیر به یک لیتر آب مقطر اضافه شده و در دمای 121 درجه سانتی گراد و فشار 1 اتمسفر به مدت 20 دقیقه سترون گردید.

 

- KH2PO4                                     یک گرم

- KNO3                                                           یک گرم

-  7H2O و MgSO4                        نیم گرم

- KCl                                            نیم گرم

- گلوکز                                        2/0 گرم

- ساکارز                                    2/0 گرم

- آگار                                         20-17 گرم

از این محیط کشت عمدتا برای تحریک اسپورزایی قارچ ها استفاده می شود ولی به دلیل فقیر بودن(از نظر مقدار قند)، تغییرات ژنتیکی یا جهش را به حداقل می رساند در حالیکه محیط کشت های قوی این تغییرات را افزایش می دهند. با استفاده از این محیط جدایه های بدست آمده را می توان به مدت حدود یک سال نگهداری نمود.

 - جداسازی عامل بیماری:

قارچ عامل بیماری از محل زخم های چاقو بریدگی موجود بر روی میانگره های نیشکر جداسازی گردید. برای این کار ابتدا محل های چاقو بریدگی با الکل اتیلیک 75% ضد عفونی و بعد به سرعت از روی شعله عبور داده شد تا ضدعفونی سطحی صورت گیرد. پس از آن قطعات کوچکی از بافـت های مرز بـین ناحیۀ سالم وآلـوده با اسکـالـپل جدا و روی محیـط کشـت انتـخابی Nash & Snyder  قرار داده شد. محیط کشتها در انکوباتور 27 درجه سانتی گراد نگهداری گردیدند. فوزاریوم های رشد کرده به محیط  PDAانتقال يافته  و  براي خالص سازی و شناسایی در یخچال نگهداری گردیدند.

- روش های خالص سازی قارچ:

برای خالص سازی جدایه ها از دو روش معمول، تک اسپور و نوک ریسه استفاده گردید.

- روش تک اسپور کردن

در این بررسی به منظور تک اسپور کردن جدایه ها از روش مخطط کردن سوسپانسیون قارچ روی محیط کشت آب- آگار 2 درصد استفاده شد. برای این منظور یک بلوک کوچک از پرگنه رشد یافته قارچ بر روی محیط PDA درون یک لولۀ آزمایش حاوی 2 میلی لیتر آب مقطر سترون گذاشته شد و با بهم زدن، محلول یکنواختی حاصل شد و سوسپانسیونی از اسپور قارچ بدست آمد.

برای اینکه اسپورها به راحتی از هم جدا گردند چند قطره مادۀ توئین 20 به آب مورد استفاده برای تک اسپور کردن اضافه گردید. یک لوپ (به قطر 5 میلی متر ) از سوسپانسیون اسپور برداشته روی لام قرار داده و با میکروسکوپ در زمینۀ عدسی شیئی 10X مشاهده گردید. وقتی تعداد اسپورها در زمینۀ عدسی شیئی 10X میکروسکوپ 10 عدد باشد، برای تک اسپور کردن مناسب است و اگر تعداد اسپورها بیشتر باشد آنرا رقیق کرده و در صورتیکه تعداد اسپورها کمتر باشد می توان مقدار بیشتری از سوسپانسیون قارچ را برداشت. سپس با استفاده از لوپ مقداری از سوسپانسیون قارچ را برداشته و به صورت چند خط موازی، روی سطح محیط کشت آب آگار کشیده شد. واضح است که با این عمل خطوط ابتدایی تراکم بیشتر و خطوط انتهایی تراکم کمتری از اسپور را خواهند داشت. پس از 20-12 ساعت نگهداری ظروف کشت در 25 درجه سانتی گراد، نمونه ها با میکروسکوپ مشاهده گردیدند. برای مشاهدۀ اسپورهای جوانه زده، ظروف به صورت وارونه بررسی شدند. با استفاده از یک ماژیک نوک باریک دور اسپورهای جوانه زده ای که از سایر اسپورها فاصلۀ کافی داشتند خط کشیده شد. سپس قطعات کوچک محیط کشت حاوی اسپور جوانه زده، به تشتک حاوی محیط کشت تازه CLA منتقل گردیدند. محیط کشت ها در دمای 25 درجه سانتی گراد نگهداری شدند. پس از رشد اسپورها روی محیط CLA اقدام به شناسایی گونه مورد نظر فوزاریوم گردید.

- روش نوک ریسه کردن:

از محیط کشت جدایه هایی که فاقد اسپور بودند چند تکه مربع شکل به اندازۀ تقریبی 5/. در 5/. سانتی متر مربع توسط اسکالپل نوک باریک برداشته و بصورت وارونه در چند نقطه از تشتک پتری حاوی محیط کشت آب- آگار 2% قرار داده شدند.

پس از 20-12 ساعت از نگهداری تشتکها در دمای 25 درجه سانتی گراد، پتریها با استفاده از بینوکولر بررسی شدند. ریسه هایی که از یکدیگر فاصله کافی داشته و از سایر ریسه ها بیشتر رشد کرده بودند از پشت تشتک پتری با ماژیک نوک باریک علامت گذاری و توسط یک سوزن نازک به تشتک محیط کشت  CLA منتقل شدند.

- روش نگهداری کشت خالص جدایه های قارچ:

برای نگهداری کشت خالص قارچ از ماسۀ سترون و محیط کشت SNA استفاده گردید .

- محیط کشت SNA

حدود 10 میلی لیتر محیط کشت SNA را داخل هر یک از لوله های آزمایش ریخته و پس از سترون کردن ( دمای 121 درجه سانتی گراد و فشار 1.5 اتمسفر به مدت 20 دقیقه) به صورت شیب دار (با شیب 30 درجه ) قرار داده شدند تا محیط کشت به صورت مورب، جامد گردد سپس قطعه ای از کشت خالص قارچ به لوله ها منتقل شد . لوله ها را چند روز در دمای اتاق نگهداری کرده و سپس سر هر لوله جهت جلوگیری از آلودگی های ثانویه با پارافین بسته شده و برای نگهداری، در یخچال (دمای 4 درجه سانتی گراد ) قرار داده شدند. این محیط کشت به دلیل فقیر بودن ( از نظر کربو هیدرات ها ) تغییرات ژنتیکی را به حداقل می رساند، در این روش جدایه ها  تا مدت یکسال قابل نگهداری هستند.

  - روش نگهداری در ماسۀ سترون:

برای اینکار، 4/3 شیشه های درب دار کوچک (5 سانتیمتر) با ماسه پر شد، سپس چند  قطره آب مقطر به هر لوله اضافه گردید. لوله ها دراتوکلاو به مدت 30 دقیقه سترون گردیدند. عمل سترون سازی شیشه ها بعد از 24 ساعت مجددا تکرار شد. پس از سرد شدن شیشه ها، قسمتی از کشت خالص قارچ را بداخل ماسۀ سترون انتقال داده و بمدت سه روز در دمای اتاق نگهداری شدند، سپس شیشه ها به یخچال (4 درجه سانتیگراد)منتقل گردیدند. در این شرایـط می توان جدایه ها را تا چند سال نگهداری کرد.

- روش وادار ساختن قارچ به تولید زنجیره :

قارچ فوزاریوم در شرایط عادی مقدار زیادی اسپور تولید می نماید ولی به سرعت ارتباط این اسپورها در زنجیره از بین می رود و نمیتوان زنجیره را مشاهده کرد. برای مشاهده زنجیره از محیط کشت آب- آگار حاوی 8-4 گرم KCl استفاده شد. یک بلوک5  میلیمتری از کشت تازۀ قارچ روی محیط PDA  به تشتک پتری حاوی محیط آب-آگار دارای KCL انتقال داده شد و پتری ها در شرایط نوری مناسب(12 ساعت تاریکی،12 ساعت روشنایی) و دمای 27-25 درجه سانتیگراد نگهداری شدند پس از 10-8 روز وجود یا عدم وجود زنجیره در پرگنه قارچ، در زیر میکروسکوپ مورد بررسی قرار گرفت.

- نحوۀ تشخیص گونه های فوزاریوم:

در این تحقیق شناسایی جدایه ها بر پایۀ ویژگیهای ظاهری آنها انجام شد. هر یک از این ویژگیهای ظاهری بعنوان یک معیار شناسایی، ارزشهای متفاوتی دارند. بعضی از آنها دارای اهمیت زیاد و برخی دیگر از درجات کمتر اهمیت برخوردار می باشند. ویژگیهای ظاهری مورد توجه شامل  شکل ماکرو و میکروکنیدی، شکل سلول انتهایی و پایۀ ماکرو کنیدی، وجود یا عدم وجود کلامیدوسپور، نوع فیالید(مونوفیالید یا پلی فیالید) وجود یا عدم وجود زنجیرۀ میکروکنیدیوم و سرهای دروغین، رنگ پرگنه قارچ (بویژه از سطح زیرین)و نرخ رشد پرگنه می باشد.

دارا بودن منو یا پلی فیالید ویژگی مهمی است و ارزش فیلوژنتیکی زیادی دارد. صفاتی مثل رنگ و نحوۀ رشد پرگنه در مراحل بعدی مورد توجه قرار می گیرند و معیار کم اهمیت تری هستند چون ممکن است با تغییرات کوچکی در محیط، دستخوش تغییر گردند، با این وجود در بعضی از موارد کمک خوبی برای شناسایی گونه ها می باشد.

جهت شناسایی گونه های فوزاریوم بصورت زیر عمل شد:

1- جدایه های خالص قارچ روی محیط کشت PDA و CLA کشت گردیدند و در تناوب نوری استاندارد قرار داده شدند.

2- تهیۀ قطر پرگنه در روی محیط PDA به عنوان یک معیار ثانویه در شناسایی فوزاریوم ها برای تمام جدایه ها در دمای 25 و30 درجه سانتیگراد بمدت 14-10 روز اندازه گیری شد.

3- رنگ پرگنه روی محیط PDA بخصوص از سطح زیرین بعنوان یک صفت در تشخیص جدایه ها بکار گرفته شد.

4- برای تهیۀ اسلاید میکروسکوپی از آب مقطر استفاده گردید، چون مواد رنگی باعث تغییر در اندازه و چروکیده شدن اسپورها می گردد.

5- ماکـروکنیدیـومها یا روی میسلـیومهای هـوایـی و یا روی اسـپوردوشیـومـها تـولـیـد می شوند. ماکروکنیدمها ی اسپورودوشیومی در صورت وجود مطمئن تر بوده و از یکنواختی بیشتری برخوردار هستند.

اسپردوشیوم در تعدادی از جدایه ها تولید میشود و غالبا به رنگ نارنجی می باشد. اسلایدهای میکروسکوپی با عدسی های  20X و 40X رویت گردیدند.

6- میکروکنیدیومها روی میسلیومهای هوائی تشکیل شده و مستقیما با عدسی شیئی 10X مشاهده شدند و به نحوه تشکیل میکروکنیدیومها (سرهای دروغین یا زنجیره ها و یا هر دوی آنها در محیط کشت ) و منوفیالید و پلی فیالید توجه گردیده و تشتکهای پتری بایستی به آرامی و به دقت حمل شوند تا زنجیره میکروکنیدیومها نریزد.

7- به شکل میکروکنیدیومها و چگونگی سلول کنیدی زا توجه شد. یک پلی فیالید واقعی آنست که روی یک سلول کنیدی زا بیش از یک سوراخ داشته باشد. اگر بین دو سوراخ یک دیوار وجود داشته باشد، بیانگر یک انشعاب بوده و منوفیالید می باشد. البته قارچهایی که دارای پلی فیالید هستند، منوفیالید نیز دارند.

8- بعد از جمع آوری تمام اطلاعات لازم و با استفاده از منابع معتبر شناسایی، از جمله کلیدهای شناسایی فوزاریوم نلسون و همکاران ، بوس ، برحبس و همکاران  استفاده شد ولی از کلید نلسون و همکاران بیشتر استفاده بعمل آمد.    اذامه دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/08ساعت 20:53  توسط حسین موذن رضا محله  |